قلدر کهلی
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مشکین شهر ،غلامرضا نورمحمد ،مشکین ،اردبیل

شهرستان: مشگین شهر     بخش :   یافت       روستا: قلدر کهلی

 

قلدر کهلی

روستای قلدر کهلی از روستای دهستان یافت به مرکزیت دهستان کنچوبه بوده و از مسیر جاده روستای مشیران منشعب و حدود 5/1 کیلومتر از جاده آسفالته فاصله داشته و در سینه قزقاچان داغی واقع شده است.

این روستا در حاشیه دره قزقاچان دره­سی و ساری­ دره سی با خانه­های گلی و مردمانی مهمان­نواز و هنرمند قرار گرفته است.

اهالی این روستا از سه طایفه محمد صادقلی، کولانی، غریبه­لر تشکیل شده است.

این روستا چهارمین روستا از نظر جمعیت و سومین روستا از نظر وسعت در دهستان یافت می­باشد.


 
مشیران
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مشکین شهر ،ایران ،مشکین ،غلامرضا نورمحمد

شهرستان: مشگین شهر   بخش :   یافت          روستا: مشیران

مشیران

مشیران در 80 کیلومتری شهرستان مشگین­شهر با یک جاده انحرافی از مسیر جاده مشگین­شهر به پارس آباد قرار دارد. این روستا زمانی تابع شهرستان اهر بوده بعدها در تقسیمات کشوری جزو روستای دهستان یافت به مرکزیت کنچوبه قرار گرفت. این روستا با وسعت 735 هکتار بزرگترین روستا در دهستان یافت می­باشد که حدود 205 هکتار از کنچوبه بعنوان مرکز دهستان بزرگتر است.

مشیران از چهار طایفه به نامهای شفیفعی­لر، اسدی­لر، زینالی­لر، اکبری­لر تشکیل شده و مردمان بسیار سخت­کوش و تلاشگر هستند.

مردمان این دیار با تمام وجود به زمینهای خود دل بسته­اند و فروش زمین را نوعی توهین به حساب می­آورند. وجود دره­های «اُغلان قیز دره­سی» در قسمت شمال شرقی و «وزدی دره­سی» در قسمت شمالی و «پلنگلی» در قسمت شرقی «قره تیکانلی» در قسمت غربی و کوه «دغی» در شمال غربی و پولی داغلی در شمال شرقی «قره­داغ» در قسمت جنوب و «باتیق داغی» در قسم غربی جلوه خاصی را به این روستا بخشیده و بعنوان مناطق بسیار ارزشمند می­توان نام برد و بی­جا نبوده که افشین در نبرد با «بابک» که در این منطقه به کمین نشسته بود با خود می­گفت «من سرزمین­های بسیار دیده­ام اما هرگز هیچ جا به زیبایی اینجا ندیده­ام.»


 
کنده کندی
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مشکین شهر ،نصرآبادی ،مشکین ،اردبیل

شهرستان: مشگین شهر  بخش :   صلوات                روستا: کنده کندی

 

کنده کندی

روستای کنده کندی با وسعتی برابر با 572 هکتار از توابع صلوات با فاصله 82 کیلومتر از شهرستان مشگین­شهر و 15 کیلومتر از مرکز دهستان واقع شده است.

از نظر درآمد اهالی این روستا از سطح درآمد نسبتاً‌خوبی بهره­مند بوده و دارای امکالناتی چون مدرسه ابتدایی و راهنمایی، آب، برق، مسجد، شرکت تعاونی، تعداید مغازه محلی است.

روستای کنده با روستاهای کل درق، میرجعفرلو و گلی درق سفلی و داشبلاغ همجوار است.


 
میرزاحسن کندی (میرزا حسنلو)
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مشکین شهر ،نصرآبادی ،مشکین ،ایران

شهرستان: مشگین شهر    بخش :   صلوات                روستا: میرزا حسنلو

 

میرزاحسن کندی (میرزا حسنلو)

میرزا حسن ندی در 62 کیلومتری شهرستان مشگین­شهر و 4 کیلومتری دهستان صلوات واقع شده است. این روستا دومین روستا از نظر مساحت و چهارمین روستا از نظر جمعیت در بین روستاهای دهستان صلوات دارا می­باشد.

ساکنان اولیه این روستا از اهالی قره داغ و عمداً از دهستان کنچوبه و گرده گل تشکیل یافته است.

آب آشامیدنی این روستا از چشمه قسمت جنوبی تأمین می­شود و لوله­کشی چندان کارساز نبوده و مردم همچنان کوزه بدست در تهیه و تدارک آب آشامیدنی خود از این چشمه می­باشند.

این روستا با 550 هکتار مساحت از طرف جنوب با دهستان مرادلو و روستای قاری مزرعه­سی و از طرف شمال با دهستان صلوات و از طرف شرق با نصیر کندی و از طرف غرب با روستای سردی و داشدرق همسایه می­باشد.


 
معرفی بعضی از بازیهای محلی خیاو
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٦   کلمات کلیدی: خیاو ،مشکین ،نصرآبادی
معرفی بعضی از بازیهای محلی خیاو مقدمهبازی های محلی در خیاو و تمام مشگین شهر با اکثر بازیهای شاهسون مشترک است. بازی بین ایلات شاهسون ارج بخصوصی دارد و معمول ترین تفریح هاست که نه تنها بچه ها بلکه بزرگترها هم موقع فراغت از کار جلوی اوبا مشغول می شوند. در متن بعضی از بازیهایی که معرفی می شوند با بازیهای شاهسون مشترک است.  قیش گوتدی: به این صورت بود که افراد به تعداد مساوی تقسیم می شدند و دایره بزرگی می کشیدند و گروهی در بیرون دایره و گروهی نیز درون دایره می ایستادند و گروه داخل دایره نگهبان کمربندهایی بودند که روی زمین می گذاشتند و افراد بیرون سعی می کردند کمربندها را بردارند و گروه داخلی مانع از این کار می شدند و با زدن لگد به پای افراد بیرونی آنها را می سوزاندند و افراد بیرونی با برداشتن کمربندها به کمربندهای دیگر داخل دایره میزدند تا آنها را بردارند و تا برداشتن همه کمربندها این کار ادامه می یافت و بعد از برداشته شدن همه کمربند ها افراد داخل دایره کتک مفصلی از افراد بیرونی به وسیله کمربندهایی که برداشته بودند می خوردند تا اینکه افراد داخل بتوانند به پای افراد بیرونی لگد بزنند و آنها را بسوزانند. گیزدیلین پاچ: این بازی به وسیله چند نفر انجام می گرفت به این صورت که یکی چشم خود را در محل مشخصی می بست و بقیه افراد قایم می شدند اگر همه افراد زودتر از فردی که چشم خود را بسته بود به محل مورد نظر می رسید و کلمه "شوبه" را می گفت فردی که چشم بسته بود این کار را دوباره تکرار می کرد تا اینکه یک نفر از قایم شدگان را پیدا می کرد و زودتر از او "شوبه" می گفت و فرد پیدا شده چشم خورد را می بست و این کار ادامه می یافت. تپیک دو گوش : بازیگران دو دسته می شوند و روبروی هم می ایستند و بعد یک زانو را خم کرده روی یک پا هجوم می آورند و با زانوی خم شده همدیگر را می زنند . دسته ای برنده است که تعداد تلفاتش کم باشد. مره: در یک زمین مسطح شش تا چاله "مره" می کندند طوری که مره ها دو به دو سه ردیف را درست بکنند.دو بازیگر در دو طرف مره ها می نشینند و به هر مره هفت سنگریزه می ریزند. بازیگر اول سنگ"مره"ی اول خود را برداشته به "مره"های دو تا دوتا می اندازد و می گوید:"دای-دایلاغ-مه تک - بی تک" و سنگ بی تک به هر چاله که افتاد سنگهای آن چاله تصاحب می کند. بازی یه این ترتیب ادامه پیدا می کند . منتهی اگر سنگ "بی تک" توی "مره"ی خالی بیفتد بازیگر می سوزد و نوبیت بازیگر دوم می رسد. وقتی یک مره پرپر شد یکی از بازیگرها با صدای بلند می گوید:"چوش" و آن مره از بازی خارج می شود و بازیگر دیگر حق ندارد روی آن مره "بی تک" بیاندازد.آخر سر بازیگر برنده به سنگریزه هایی که برده فال می گیرد. بدین ترتیب که سنگ اول را از بالای شانه راست و سنگ دوم را از بالای شانه چپ به پشت سر پرتاب می کند و به ترتیب می گوید:"به بهشت خواهم رفت – به جهنم خواهم رفت – دختر می گیرم – بیوه می گیرم و. . . " سنگ آخر از بالای شانه راست یا چپ انداخته شود طرف خوشحال یا دلگیر می شود. دین گیلیم قوز (الله کلنگ) : یک سنگ مناسب بزرگ پیدا کرده روی آن به تخته چوب می انداختند بطوری که سنگ در وسط تخته چوب قرار گیرد و دو نفر هم وزن یکی در یک طرف چوب و دیگری در طرف مقابل می نشست و به مانند الله کلنگ امروزی بازی می کردند. بش داش: در این بازی که بیشتر دخترانه است دو نفر پنج سنگ کوچک(تقریبا به اندازه فندق) را انتخاب می کنند ابتدا سنگها را به زمین می اندازند یک نفر در پنج مرحله:1- سنگها را یک یک با انداختن سنگ دیگر به هوا بر می دارد. اگر سنگ به زمین بیفتد طرف می سوزد.2- سنگها را به زمین می اندازند و دو تا دوتا با انداختن سنگ برمی دارند.3- سنگها را به زمین امی اندازند سه سنگ را یک بار و سنگ چهارم را نیز دوباره با انداختن سنگ برمی دارند.4- سنگها را به زمین می اندازند و این بار نیز چهار سنگ را یکجا با انداختن سنگ پنجم بر می دارند.5- در این مرحله سنگها را به زمین می اندازند و یکی را برداشته و با انداختن آن به هوا سنگ دیگری بر میدارند و با انداختن دو سنگ به هوا  سنگ دیگری را برداشته و همزمان با آن یکی از دو سنگ در دست را به زمین می گذاردو بعد از این کار سنگها را با انداختن سنگی از زمین بر می دارند.در مرحله پایانی هر پنج سنگ را باهم به هوا پرتاب می کنند و با پشت دست می گیرند(در اصطلاح به اینکار "خم" گفته می شود)  و هرچه سنگهای بیشتری با  پشت دست گرفته شود طرف برنده می شود و تعداد خم ها تعیین کننده برنده بازی است.  بی گیزیر: وسیله این بازی شلاق و عاشیق (استخوان آرنج گوسفند یا گوساله ) است و تعداد بازیکنان این بازی هر قدر بیشتر باشد شیرین تر می شود . به این ترتیب که مهره"عاشیق" تعیین کننده شخصیت افراد در بازی با انداختن آن است. این مهره دارای شش وجه بوده که دو وجه پهن دارد که یک طرف که تقریبا شکل محدب دارد پوچ(جیک) وآن طرف آن که تقریبا مقعرشکل است دزد(بوک) و قسمت ایستاده دراز تقریبا مقعر(توخان) گیزیر قسمت تقریبا محدب آن بی (بیک) می باشدو بقیه قسمتها هر کدام به ترتیب گیزیر 7 ساله و بی 7 ساله می شود که مرحله هفت به ندرت اتفاق می افتد و به مهارت کامل نیاز دارد.با انداختن عاشیق که نقش افراد تعیین می شود بی(بیک) دستور دهنده و گیزیر اجرا کننده می باشد. گیزیر با گفتن:"بییم بییم بیر اوغرو توتمیشام دستور ندی؟" که بی یا دزد را می بخشد و یا دستور چند ضربه شلاق به وی می دهد و هر کس مهارت کمتری در انداختن عاشیق داشته باشد بیشتر دزد می شود و شلاق بیشتری می خورد. چیلینگ آغاج: وسایل این بازی عبارت است از یه چوب حدودا 50-60 سانتی متری و یک چوبک (چیلینگ) حدودا 20 سانتی متری. در این بازی ابتدا همانند نقطه پنالتی یک نقطه معین می کنند و بسته به توافق افراد در فاصله معینی از نقطه خطی می کشند . بازیکن  چیلینگ را باید طوری پرتاب کند که به آن طرف خط برسد اگر نرسید طرف می سوزد. بعد از این مرحله بازیکن باید با چوب به چیلینگ روی زمین ضربه زده و آن را بلند کرده و باز هم با چوب به آن ضربه بزند در اینجا بازیکن سه بار فرصت دارد اگر نتواند می سوزد هر چقدر چیلینگ فاصله بیشتری طی کند طرف امتیاز بیشتری کسب می کند. حال اگر یک بازیکن بتواند به چیلینگ سه بار ضربه بزند یعنی اول از زمین بلند کند بعد یک ضربه ماهر به طرف بالا و سپس یک ضربه محکم به چیلینگ بزند مقدار فاصله طی شده با چیلینگ اندازه گیری می شود در غیر  اینصورت اگر فرد فقط با دو ضربه چیلینگ را پرتاب کند فاصله با چوب اندازه گیری می شود . این فاصله از نقطه شروع تا محل افتادن چیلینگ است. ماچالیشقا(خی خی = لی لی): دایره بزرگی روی زمین می کشند و بازیگران دو دسته می شوند. یک دسته داخل خط و دسته دیگر بیرون خط می ایستند. یک نفر از دسته دوم داخل خط می آید و با یک پا بازیگران داخل خط را دنبال می کند و به هر کس که دست بزند می سوزد و از دایره خارج می شود. دسته برنده داخل خط می ماند و دسته بازنده بیرون خط می رود و بازی ادامه می یابد. 

 


 
معرفی بعضی از بازیهای محلی خیاو
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٦   کلمات کلیدی: خیاو ،مشکین ،نصرآبادی
معرفی بعضی از بازیهای محلی خیاو مقدمهبازی های محلی در خیاو و تمام مشگین شهر با اکثر بازیهای شاهسون مشترک است. بازی بین ایلات شاهسون ارج بخصوصی دارد و معمول ترین تفریح هاست که نه تنها بچه ها بلکه بزرگترها هم موقع فراغت از کار جلوی اوبا مشغول می شوند. در متن بعضی از بازیهایی که معرفی می شوند با بازیهای شاهسون مشترک است.  قیش گوتدی: به این صورت بود که افراد به تعداد مساوی تقسیم می شدند و دایره بزرگی می کشیدند و گروهی در بیرون دایره و گروهی نیز درون دایره می ایستادند و گروه داخل دایره نگهبان کمربندهایی بودند که روی زمین می گذاشتند و افراد بیرون سعی می کردند کمربندها را بردارند و گروه داخلی مانع از این کار می شدند و با زدن لگد به پای افراد بیرونی آنها را می سوزاندند و افراد بیرونی با برداشتن کمربندها به کمربندهای دیگر داخل دایره میزدند تا آنها را بردارند و تا برداشتن همه کمربندها این کار ادامه می یافت و بعد از برداشته شدن همه کمربند ها افراد داخل دایره کتک مفصلی از افراد بیرونی به وسیله کمربندهایی که برداشته بودند می خوردند تا اینکه افراد داخل بتوانند به پای افراد بیرونی لگد بزنند و آنها را بسوزانند. گیزدیلین پاچ: این بازی به وسیله چند نفر انجام می گرفت به این صورت که یکی چشم خود را در محل مشخصی می بست و بقیه افراد قایم می شدند اگر همه افراد زودتر از فردی که چشم خود را بسته بود به محل مورد نظر می رسید و کلمه "شوبه" را می گفت فردی که چشم بسته بود این کار را دوباره تکرار می کرد تا اینکه یک نفر از قایم شدگان را پیدا می کرد و زودتر از او "شوبه" می گفت و فرد پیدا شده چشم خورد را می بست و این کار ادامه می یافت. تپیک دو گوش : بازیگران دو دسته می شوند و روبروی هم می ایستند و بعد یک زانو را خم کرده روی یک پا هجوم می آورند و با زانوی خم شده همدیگر را می زنند . دسته ای برنده است که تعداد تلفاتش کم باشد. مره: در یک زمین مسطح شش تا چاله "مره" می کندند طوری که مره ها دو به دو سه ردیف را درست بکنند.دو بازیگر در دو طرف مره ها می نشینند و به هر مره هفت سنگریزه می ریزند. بازیگر اول سنگ"مره"ی اول خود را برداشته به "مره"های دو تا دوتا می اندازد و می گوید:"دای-دایلاغ-مه تک - بی تک" و سنگ بی تک به هر چاله که افتاد سنگهای آن چاله تصاحب می کند. بازی یه این ترتیب ادامه پیدا می کند . منتهی اگر سنگ "بی تک" توی "مره"ی خالی بیفتد بازیگر می سوزد و نوبیت بازیگر دوم می رسد. وقتی یک مره پرپر شد یکی از بازیگرها با صدای بلند می گوید:"چوش" و آن مره از بازی خارج می شود و بازیگر دیگر حق ندارد روی آن مره "بی تک" بیاندازد.آخر سر بازیگر برنده به سنگریزه هایی که برده فال می گیرد. بدین ترتیب که سنگ اول را از بالای شانه راست و سنگ دوم را از بالای شانه چپ به پشت سر پرتاب می کند و به ترتیب می گوید:"به بهشت خواهم رفت – به جهنم خواهم رفت – دختر می گیرم – بیوه می گیرم و. . . " سنگ آخر از بالای شانه راست یا چپ انداخته شود طرف خوشحال یا دلگیر می شود. دین گیلیم قوز (الله کلنگ) : یک سنگ مناسب بزرگ پیدا کرده روی آن به تخته چوب می انداختند بطوری که سنگ در وسط تخته چوب قرار گیرد و دو نفر هم وزن یکی در یک طرف چوب و دیگری در طرف مقابل می نشست و به مانند الله کلنگ امروزی بازی می کردند. بش داش: در این بازی که بیشتر دخترانه است دو نفر پنج سنگ کوچک(تقریبا به اندازه فندق) را انتخاب می کنند ابتدا سنگها را به زمین می اندازند یک نفر در پنج مرحله:1- سنگها را یک یک با انداختن سنگ دیگر به هوا بر می دارد. اگر سنگ به زمین بیفتد طرف می سوزد.2- سنگها را به زمین می اندازند و دو تا دوتا با انداختن سنگ برمی دارند.3- سنگها را به زمین امی اندازند سه سنگ را یک بار و سنگ چهارم را نیز دوباره با انداختن سنگ برمی دارند.4- سنگها را به زمین می اندازند و این بار نیز چهار سنگ را یکجا با انداختن سنگ پنجم بر می دارند.5- در این مرحله سنگها را به زمین می اندازند و یکی را برداشته و با انداختن آن به هوا سنگ دیگری بر میدارند و با انداختن دو سنگ به هوا  سنگ دیگری را برداشته و همزمان با آن یکی از دو سنگ در دست را به زمین می گذاردو بعد از این کار سنگها را با انداختن سنگی از زمین بر می دارند.در مرحله پایانی هر پنج سنگ را باهم به هوا پرتاب می کنند و با پشت دست می گیرند(در اصطلاح به اینکار "خم" گفته می شود)  و هرچه سنگهای بیشتری با  پشت دست گرفته شود طرف برنده می شود و تعداد خم ها تعیین کننده برنده بازی است.  بی گیزیر: وسیله این بازی شلاق و عاشیق (استخوان آرنج گوسفند یا گوساله ) است و تعداد بازیکنان این بازی هر قدر بیشتر باشد شیرین تر می شود . به این ترتیب که مهره"عاشیق" تعیین کننده شخصیت افراد در بازی با انداختن آن است. این مهره دارای شش وجه بوده که دو وجه پهن دارد که یک طرف که تقریبا شکل محدب دارد پوچ(جیک) وآن طرف آن که تقریبا مقعرشکل است دزد(بوک) و قسمت ایستاده دراز تقریبا مقعر(توخان) گیزیر قسمت تقریبا محدب آن بی (بیک) می باشدو بقیه قسمتها هر کدام به ترتیب گیزیر 7 ساله و بی 7 ساله می شود که مرحله هفت به ندرت اتفاق می افتد و به مهارت کامل نیاز دارد.با انداختن عاشیق که نقش افراد تعیین می شود بی(بیک) دستور دهنده و گیزیر اجرا کننده می باشد. گیزیر با گفتن:"بییم بییم بیر اوغرو توتمیشام دستور ندی؟" که بی یا دزد را می بخشد و یا دستور چند ضربه شلاق به وی می دهد و هر کس مهارت کمتری در انداختن عاشیق داشته باشد بیشتر دزد می شود و شلاق بیشتری می خورد. چیلینگ آغاج: وسایل این بازی عبارت است از یه چوب حدودا 50-60 سانتی متری و یک چوبک (چیلینگ) حدودا 20 سانتی متری. در این بازی ابتدا همانند نقطه پنالتی یک نقطه معین می کنند و بسته به توافق افراد در فاصله معینی از نقطه خطی می کشند . بازیکن  چیلینگ را باید طوری پرتاب کند که به آن طرف خط برسد اگر نرسید طرف می سوزد. بعد از این مرحله بازیکن باید با چوب به چیلینگ روی زمین ضربه زده و آن را بلند کرده و باز هم با چوب به آن ضربه بزند در اینجا بازیکن سه بار فرصت دارد اگر نتواند می سوزد هر چقدر چیلینگ فاصله بیشتری طی کند طرف امتیاز بیشتری کسب می کند. حال اگر یک بازیکن بتواند به چیلینگ سه بار ضربه بزند یعنی اول از زمین بلند کند بعد یک ضربه ماهر به طرف بالا و سپس یک ضربه محکم به چیلینگ بزند مقدار فاصله طی شده با چیلینگ اندازه گیری می شود در غیر  اینصورت اگر فرد فقط با دو ضربه چیلینگ را پرتاب کند فاصله با چوب اندازه گیری می شود . این فاصله از نقطه شروع تا محل افتادن چیلینگ است. ماچالیشقا(خی خی = لی لی): دایره بزرگی روی زمین می کشند و بازیگران دو دسته می شوند. یک دسته داخل خط و دسته دیگر بیرون خط می ایستند. یک نفر از دسته دوم داخل خط می آید و با یک پا بازیگران داخل خط را دنبال می کند و به هر کس که دست بزند می سوزد و از دایره خارج می شود. دسته برنده داخل خط می ماند و دسته بازنده بیرون خط می رود و بازی ادامه می یابد.